تبليغاتX
..........دو عاشق بي قايق تو دریا


..........دو عاشق بي قايق تو دریا

عطر تو در نفسم جامانده

دوستان سلام!!!

بنده از کافی نت مزاحمتون می شم! و کامی ما هم همچو(یعنی همچنان تیکه دختر خالمه) خرابه!!!

دلم واسه همتون به شدت تنگیده و این کیبوردم همه فارسیاش رفته و من دارم رو هوا تایپ می کنم!

امروزم یه دلیل بزرگی که داشت تولدم بود که اومدم دیدم غزاله جون جیگرم ترکونده!!!

بابک جان من سر موعد اومدم زود تند سریع هم شعرمو می خوام(طلبکارم دیگه)

احسان خان شمام باس یه داستان واسه تولد من بگی...............

دقت کردین نوشتنم نمیاد؟! آخه اینجا راحت نیستم با این کیبورد!

همتون و دوست دارم!

زود زود با کامی خودم میام....

بابای

(دوستان تو پست غزال نظر بذارین) 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:41 توسط سپیده|

 

سلامی به باحالیه عطر مهر ماه

چی دارم میگم مهر که تموم شد :دی

آمّا

ما که یولداشمون  یادمون نرفته (یولداش همون رفیقه(به ترکی))

.

.

دی دی دی دی، دی دی دی دی ، دی دی دی، دی دی دی، دی دی دی دی.....

 

جشن تفلّد تو ای نازنین مبارک

سپید ما گل شده همگی بگین مبارک

ایشالله صد ساله شی شمعاتو روشن کنی

(اینجاشو بلد نیستم ) گشنگ ترین مبارک

هوراااااااااااااااااااا

تفلّت سپیده جونمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

گلم شعرم نیومد هر کاری کردم

ببخشید

کادوت رو هم که پیش پیش دادم

قربونت برم

 

 

بابای

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 0:0 توسط غزاله| |

نمی توانی فراموشم کنی!

من لحظه به لحظه با توام

یادم...روحم...

عکس ها را ببین!

دفتر شعرت را ورق بزن...

لباس هایت بوی عطر مرا می دهند!... دست هایت...تنت حتی!

من سطر سطر نوشته های تو ام!... قافیه به قافیه نامم حکاکی شده!

هر آهنگی که گوش کنی... روزی با من شنیدی یا دوست داشتی با من بشنوی!

نمی توانی مرا فراموش کنی ... افسون من کاری تر از این حرفهاست!

نمی توانی...

------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان تو پست قبلی هیچ کس نتونست حدس بزنه من ۲۹ مهرم!

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:33 توسط سپیده| |

سلام

کلا ماه مهر می گن مهربونی میاره و چه قدر خوبه و ما چه قدر خوشحالیم!!!

اولش که ۷ مهر تولد پرزیدنت موسوی بود بعد ۹ مهر تولد یکی از بهترین دوستام پانی بود(همون که ۲ ماه دیگه می ره از ایران)

۱۴ مهر شنیدم تولد کروبیه!(آره؟)

۱۶ مهر تولد دوستم نسیم که من خیلی دوستش دارم!

۲۱مهر تولدخاتمی است!

۲۶ مهر تولد مژده است....

حالا کی می دونه تولد خودم چند مهره؟!

هرکی بگه جایزه داره ها!

در اینجا شاعر تاکید می کنه: متولد ماه مهر و رو دست نداره

-----------------------------------------------------------------------------------------------

من در ماه مردی دیدم که معشوقه اش را می بوسد

بدون شرم!

بدون پنهان کاری!

بی ریا و بی پروا عشق بازی می کند

من در ماه...

                                                                                        ۱۷/مرداد/۸۸

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:7 توسط سپیده| |

سلام

گلوم می درده در حده مرگ!!!

خلاصه اینکه بنده از جمعه تا حالا درست نخوابیدم و دارم فی الحال می میرم!

در هر صورت انا لله و انا الیه راجعون!

در حال حاضرم عسل ریختم تو آب جوش و دارم میل می کنم.آپ هم می کنم!

از بس این احسان خشنه! گفتم حالا هنو که این گلو درد ما رو نکشته( شایدم آنفولانزا بود از نوع خوکیش ) این احسان ما رو نکشه(البته داستاناش که خیلی وقته ما رو کشته)

طبق معمول مهدی و مروارید "برادر و زن برادر گرام "تهرانن و بنده مشغول نگه داری از عماد طوطی خوش حنین ایشانم!

بذار من یه شعر بذارم!

آغوشتو وا کن ای بهترین تردید          با دست های تو لبهام یه عشق خندید

من در کنار تو چه پاک و معصومم       بگو چرا بی تو از  شادی محرومم

آغوشتو وا کن اغوشم و بنگر             هرگز ندیدم من بهتر ز تو بهتر!

آغوشتو وا کن جا نیست واسه تردید   با لب های تو  قابم به عشق خندید

.................................................................................

خودم می دونم خیلی چرت بود اما چی کار کنم فی امجلس گفتم که یه چی داشته باشم!

قربان همه پسر ها و دخترای باحال و

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 17:20 توسط سپیده| |


Design By : Night Skin